شگفتانه‌ی لاس‌وگاسی‌ها

تولدم بود. هیچ کدوم از بچه‌های «لاس‌وگاس» زنگ نزدن و فقط بصورت مجاری تبریک گفتن. اصلا غیر طبیعی نیست ولی تهِ دلم با خودم می‌گفتم چه زود از یادشون رفتم. دیگه داشتم میرفتم به رسم هر شب که زود می‌خوابم، امشب هم زود بخوام … که یه هویی همه‌شون اومدن پشت در خونه و منم … ادامه مطلب …

صدف

– بهش میگم، جلوش کم میارم + بهم میگه: این اولین نفری هست که جلوش کم میاری – بهش میگم، نه اینکه کم بیارم … رعایت میکنم و ادب رو رعایت میکنم. آخه چند روز بیشتر نیست باهاش آشنا شدم قبول میکنه. قبول میکنه که جلوش کم میارم

آغاز

بالاخره تونستم امروز باهاش قرار بذارم ❤️ نگران بود ولی از نگرانی در اومد بهم گفت، اون روز با ماشین دومش رفته که اگه لازم شد، سریع خودش رو برسونه! بهم گفت، با این چیزایی که گفتی، دیگه جای نگرانی نیست، داخل نمیری. بهم گفت اون شبی که بهش گفتم، ابلاغیه اومده، ( شب ضیافت … ادامه مطلب …

رابطه

دوستی‌ها رو تبدیل به رابطه نکن دوستی‌ها رو تبدیل به رابطه نکن دوستی‌ها رو تبدیل به رابطه نکن

مصداق

پنهان کاری تو یه رابطه‌ی متعهد مصداقِ خیانته. خودمون رو گوول نزنیم

گذشت زمان

نزدیکِ 6 ماه گذشته و من نمیدونم بهتر شده یا بدتر؟ دیگه حتی نمیدونم به اندازه 7 ماه پیش دوستِش دارم یا بیشتر یا کمتر؟ و این بده خیلی بده !!!

خوشحالی یا خوشبختی

کوشیار میگه چیزی به اسم خوشحالی و خوشبختی وجود نداره همه‌اش یه رفت و برگشت ِ بین وضعیت‌های مختلف و تازه خودِ تعریف خوشحالی هم کُلی تناقض داره.   با تمام وجودم نظرش رو درک کرده ام و قبول دارم.

گذران

در واقع داره با شیب ملایم می‌گذره خورده انحراف حادث میشه که تنظیم می‌کنم دل نمیده که پی‌دل وا کنم. می‌ترسه … ضریه‌ی محکمی خورده … سعی می‌کنه شفاف‌سازی کنه، خیلی ریز ولی شفاف … می‌گم نمی‌خوام بدونم ولی اون می‌گه. نمی‌خواد برام سوبرداشتی رخ بده   گذران می‌کنم تا بگذره